محمد على مجاهدى

156

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

فاخرى به زبان عربى در زمينهء مراثى عاشورا دارد كه زبان‌زد اهل ادب است و استقبال گونه‌اى از دوازده بند محتشم به شمار مىرود . در ارزش اين تركيب‌بند عاشورايى همين بس كه شش شرح به قلم فرهيختگان بنام تا قرن سيزدهم دربارهء آن تدوين يافته است . . . ضمنا تعداد ابيات هر بند از تركيب‌بند بحر العلوم ، دوازده بيت بوده و بند آخرين آن نيز توسط وفاى شيرازى در دوازده بيت سامان يافته است . شيخ آقا بزرگ تهرانى بر اين اعتقاد است كه مرحوم بحر العلوم به سبب غيبت حضرت ولى عصر ( عج ) بند دوازدهم تركيب‌بند خود را نسروده است . « 1 » برگزيده آثار عاشورايى در ديوان محتشم كاشانى علاوه بر تركيب‌بند فاخر عاشورايى او ، قصيده‌اى در مرثيت امام حسين عليه السلام وجود دارد كه پس از نقل ابيات برگزيده‌اى از آن ، دوازده بند محتشم را مرور مىكنيم : اين زمين پربلا را نام دشت كربلاست * اى دل بيدرد ! آه آسمان سوزت كجاست ؟ اين مكان ، بوده‌ست روزى خيمه‌گاه اهل بيت * كز حباب اشك ما امروز گردش خيمه‌هاست اينك اينك قبّهء پرنور ، كز نزديك و دور * پرتو گيتى فروزش گمرهان را رهنماست اينك اينك حاير حضرت ، كه در وى متصل * زايران را شهپر روحانيان در زير پاست اين چراغ چشم ابرار است ، كز تيغ ستم * همچو شمعش با تن عريان ، سر از پيكر جداست پا درين مشهد به حرمت نِه كه فرش انورش * لاله رنگ از خونِ فرقِ نور چشم مرتضىست دوست را ، گر چشم ازين حسرت نگريد واى وى * كز تأسف ، دشمنان را بر زبان واحسرتاست ! رتبهء اين بارگه بنگر كه زير قبّه‌اش * كافر صد ساله را چشم اجابت از دعاست يا ولى اللّه ! گداى آستانت : ( محتشم ) * بر در عجز و نياز استاده ، بىبرگ و نواست دارد از درماندگى دست دعا بر آسمان * وز قبول توست حاصل ، آن چه او را مدعاست چون غبار آلوده دشت كربلا گرديده است * گرد عصيان‌گر ز دامانش بيفشانى ، رواست « 2 »

--> ( 1 ) . شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى ، ص 86 تا 90 . ( 2 ) . ديوان مولانا محتشم كاشانى ، ص 299 و 300 .